سه شنبه , ژوئن 19 2018
خانه / مطالب پژوهشی / مراسم چار چو گردانی در استهبان
مراسم چار چو گردانی در استهبان

مراسم چار چو گردانی در استهبان

مراسم چار چو گردانی در استهبان

پژوهش و گردآوری: محمدرضا آل ابراهیم
«چارچو» که یزدی های به آن نخل می گویند عبارت است از اتاقکی چوبی به بلندی 3-4 گز که دارای چهار پایه است. کفِ «چارچو» مربع مستطیلی است به درازای تقریبی 3 گز و پهنای 2 گز. البته این اندازه ها یکسان نیست و به نظر سازنده و خادمین  حسینیه ها بستگی دارد. کف چارچو را تخته کوبی کرده اند. در امتداد طول مستطیلی «چارچو» دو چوب از هر دو طرف حدود 2 گز امتداد یافته است که هنگام چرخاندن با اضافه نمودن دو چوب دیگر به طور موقت از پهنا روی دوش نهاده و چارچو را می چرخانند.
معمولاً هر چوبی را دو نفر در اختیار می گیرند که مجموعاً 16 نفر مسئول چرخاندن چارچو می شوند.
دو تخته ساخته شده طاقی شکل به طور عمود در دو پهنای کف چارچو قرار می گیرد که نوک آن توسط یک چوب به هم وصل می گردد و آنگاه با طناب هایی رفت و برگشت این دو تخته را محکم می بندند تا از هم باز نشوند.
معمولاً در طرف بیرونی تخته های، آینه می چسبانند یا از شمایل امامان و بزرگان دین و یا از آیات قرآنی استفاده نموده و در معرض دید قرار می دهند.
پارچه ای مشکی به نام «چادر چارچو» رویش می کشند و می بندند. در بالای طاق هایی چارچو دو دستمال سبز می بندند و گوشه هایی آن را آویزان می کنند.
سابقۀ تاریخی چارچو
چارچو در اصل از یزد به استهبان آورده شده است. حدود 250 سال پیش عده ای از یزدیان که به استهبان دعوت شده بودند تا به عمران و آبادی این شهرستان بپردازند، در انتهای محلۀ تیروَنجان سُکنی گزیدند و در آنجا مسجدی ساختند و چناری کاشتند که متأسفانه در سال 1383 مسجد یزدیان را ویران کردند تا از نو بنا کنند ولی خوشبختانه هنوز چنار آن پابرجاست و به چنار یزدیان شهرت دارد.
چون یزدیان در ایام سوگواری سرور آزادگان حضرت امام حسین(ع) به روش خود عزاداری می کردند مردمان بومی استهبان به اقتباس از آنها شروع به ساختن چارچو نمودند و هر محله برای حسینیه خود چارچویی ساخت که رسم چرخاندن آنها هر ساله برگزار می شود.
این رسم چارچو گردانی و داشتن چارچو در هیچ یک از شهرهای ایران به جز یزد و شهرهای همجوارش وجود ندارد.
حتی در نی ریز که در 35 کیلومتری خاور استهبان قرار دارد این رسم دیده نمی شود. این شعایر چارچوگردانی در استان فارس تنها ویژه شهرستان استهبان است. در یزد و شهرهای اطراف آن این رسم با شکوه بیشتری و با نخل هایی بزرگتری هر کدام گاهی به اندازه یک ساختمان دو طبقه انجام می شود.
با توجه به ویژگی این مناسک در یزد و استهبان، نگارنده برای روشن کردن خاستگاه این رسم در استهبان دست به یک سلسله بررسی های و تحقیقات زده است، که حاصل آن اینک ارائه می گردد:
اصل و بنیاد رسم چارچو گردانی در استهبان نخل گردانی
یزد است و رسم نخل گردانی در یزد حتی به دوران هایی پیش از اسلام نیز قابل پیگیری است. زیرا بعضی های بر این اعتقادند که این رسم نخل گردانی بازماندۀ یکی از سنت هایی مردم بابل قدیم است. آن چنان که اشاره رفته است مذهب تشیع در استهبان در طول سده هایی  11 و 12ه.ق گسترش یافته و به مذهب عام مردم تبدیل می گردد و به همین دلیل پیداست که مراسم سوگواری محرم و عاشورا پس از گسترش تشیع در منطقه استهبان برگزار گردیده است. اما در حالی که در شهرهای واسطه میان یزد مثلاً نی ریز، سیرجان و حتی هرات این رسم جاری نیست چگونه این رسم از یزد به استهبان منتقل شده است؟
اگر بنا بود این رسم به تدریج و اندک اندک توسعه می یافت باید از همسایگان یزد آغاز می شد و پس از آن به همسایه همسایگان می رسید. پس برای توجیه پدیداری این رسم در استهبان نظریۀ توسعۀ تدریجی مکانی پذیرفته نیست. باید عامل دیگری در این میان جستجو شود.
در زمان زندیان یعنی در حوالی اواسط سدۀ 13 ه.ق با حاکمیت و استقرار سلسلۀ خواج در استهبان، این تبار به دلیل نیاز به معمارانی که بتوانند طرح هایی معماری مکتب ارسی را در استهبان پیاده کنند و نیز به دلیل نیاز به متخصصین کاریزکنی که بتوانند در روستاهای اطراف استهبان بیش از چهل کاریز بسیار پرآب و طولانی احداث کنند این کسان به یزد روی کردند چرا که بهترین متخصصین هر دو رشته در یزد زندگی می کردند.
به دنبال این مراجعه، گروهی از معماران و کاریزکنان به صورت خانواری «کُلنی» به استهبان مهاجرت می کنند و چون این دیار زمینۀ کاری بسیار گسترده ای دارد، در شهر استقرار می یابند.
بیهوده نیست که حتی طرح ساختاری شهرسازی استهبان با این همه فاصله از کویر، کویری است. این کُلنی تازه آمده حتی در ساماندهی به ساختار شهری نیز مؤثر افتاده اند.
علاوه بر این می دانیم که در محلۀ تیروَنجان استهبان هم اینان مسجدی که به نام مسجد یزدیان موسوم است، احداث کرده اند.
درخت چنار تناوری که دومین چنار بزرگ شهر پس از چنار آب پخش بود و در میدان حسینیه تیروَنجان غرس شده نیز به چنار یزدیان مرسوم است.
این کلنی یزدی در استهبان نزدیک به 50 باب عمارت را که زیباترین و وسیع ترین و متشخص ترین معماری هایی شهر بودند احداث کردند و با حفر بیش از 40 کاریز مهم، نیروهای مولد در بخش کشاورزی  منطقه را تا بیش از 5 برابر در شهر رشد دادند.
پیداست که مهاجرانی با چنین تأثیری در حیات اقتصادی و اجتماعی شهر تا چه حد مورد رجوع و احترام مردم بوده اند اینان بدون شک این مناسک بومی خود را از یزد با خود به استهبان آورده اند.
به هر جهت این مهاجرین با وزن اجتماعی سنگینی که داشتند رسم بومی خود را به استهبان می آورند و مردم شهر نیز آن را می پذیرند. مهاجرت این کُلنی، حوالی سال 1250 ه.ق انجام شده است. می توان حتی در نوحه های و روش هایی نوحه خوانی و در سینه دوری و در چک چکو نیز جاپای تأثیر شدید فرهنگ عوام یزد را در مناسک سوگواری استهبان دید.
این مناسک نه تنها در مورد سوگ سرور آزادگان بلکه در عزاداری هایی شخصی نیز به چشم می خورد. در گذشته ای نه چندان دور «تا دو دهه پیش» در استهبان رسم بوده است که هنگام مردن کسی در  خانه ای، ابتدا در سر گذری که خانه مرده در آن قرار داشته است، آتش روشن می کردند. این رسم نیز بیش از همه جا در یزد جاری است و روشن است که از کجا به یزد آمده است.
چرخاندن چارچو
در گذشته در دو حسینیۀ محلات اهر و میری رسمی اجرا می گردید که در سالهای اخیر به تکایای دیگری نیز تسری یافته است. این رسم به چارچو گردانی موسوم است. در حسینیۀ محلۀ اهر در شب عاشورا و در حسینیۀ محله میری در شب یازدهم محرم این رسم اجرا می شود. طریق اجرای این مناسک بدین صورت است که از ابتدای شب «شامگاه» دسته هایی مختلف محله های به صورت زنجیرزن و سینه زن به راه می افتند و به حسینیۀ محلۀ چارچو گردانی می روند. علاوه بر این دسته های، گروه بسیاری از تماشاگران نیز با این دسته های و یا خود مستقیماً به محل انجام مراسم می روند و در میدان حسینیه انبوه می شوند و تا نزدیک نیمه شب همه دسته های مشغول عزاداری هستند. معمولاً این عزاداری های با سینه زنی دوری آغاز می شود و پس از آن به شکل هایی دیگری ادامه می یابد. نزدیک نیمه شب پس از این که گروهی از جوانان در حالی که به سر خود می کوبند این نوحه را تکرار می کنند:
شیون و شین است و واویلا
قتل حسین است و واویلا
میدان حسینیه را از انبوه عزاداران خالی می کنند و آن را به اطراف میدان می رانند. در حالی که 12 تا از جوانان زورمند چهار طرف چارچو را بلند کرده اند وسط میدان آن را می چرخانند. چرخاندن چارچو طی مراسم خاصی برگزار می شود. در استهبان چارچوی محله اهر از سایر چارچوها اهمیت بیشتری دارد، زیرا در افواه عمومی چنین آمده است که تنها چارچویی که زنگ حیدری دارد چارچوی محله اهر است. هر چند که محله کزمان هم زنگ حیدری را از آن خود می دانند. البته کسی زنگ حیدری را به چشم ندیده است.(*)
در هر دو شب تاسوعا و عاشورا دسته هایی زنجیرزنی همه محله های به حسینیه اهر می روند و پس از نوحه خوانی هایی محمود معصومی و سینه زنی عزاداران، چارچو را از داخل حسینیه  به میدان جلو حسینیه می آورند و مردانی که با حوله روی کول خود را پوشانده اند زیر چارچو رفته و آن را می چرخانند. در سه بار و هر بار سه دور.
مردم در حالی که دست هایی خود را بالا برده اند تکان می دهند.
هم زمان با فریاد یا حسین! یا حسین! و کشیدن صداها شور و حالی پیدا می کنند و به یاد امام حسین(ع) اشک می ریزند و زنانی که پشت بام خانه هایی اطراف میدان را اشغال کرده اند ضجه سر می دهند و مردان می خوانند:
شیون و شین است و واویلا
قتل حسین است و واویلا
پس از سه بار چرخش، چارچو را به جای خود در ساختمان حسینیه منتقل می کنند و تا سال دیگر در همان جا باقی می ماند. در واقع چارچو را نموداری از مظلومیت امام حسین می دانند و بر این باورند که در پسین عاشورا هودجی از آسمان فرود آمده و جسم امام حسین را در خود جای داده و به آسمان صعود کرده است و این چارچوگردانی نمادی از آن هودج است.
چارچوی محله هایی دیگر
بعدازظهر روز عاشورا که شد، نوبت چرخاندن چارچوی محله هایی دیگر است. نخست چارچوی در دکان کزمان «حسینیه ولی عصر» چرخانده می شود. سپس محله پنار و گاهی هم چارچوی محله کزمان «پای بید- چهارراه احمدی» و محله تیرونجان. روز عاشورا تمام می شود و شب یازدهم محرم فرا می رسد و عزاداران با زنجیرزنی و سینه زنی و شام غریبان وارد حسینیه محلۀ میری می شوند و آخرین چارچو را در میدان حسینیه به چرخش در می آورند. زنان و مردان هر محله با «نوند» NAVAND «دود کردن اسپند» و گلاب از دسته هایی سوگوار استقبال می کنند.
در سالهای اخیر بر تعداد چارچوها افزوده شده است. خاصه در محله هایی تازه تأسیس همانند خیابان هنرستان و نقش فانی.
افرادی که زیر چارچو می روند و مسئولیت چرخاندن چارچو را به عهده می گیرند هر سال این عمل و نذر را انجام می دهند و پس از خود به فرزندانشان می سپارند و از پذیرش افراد محله هایی دیگر خودداری می کنند.
هنگام چرخاندن چارچو، در دو طرف آن در انتهای چوب های دو نفر که سبک وزن هستند خود را به دسته هایی چارچو متصل می کنند و دست های را به گونه ای ستون بدن قرار می دهند که در هنگام چرخیدن به علت نیروی گریز از مرکز تقریباً به حالت نیمه افقی در آمده و پاها در امتداد دسته و سر به طرف چارچو قرار می گیرد به این افراد «لنگر چارچو» می گویند.
یک باور
اعتقاد دارند که اگر چارچو درست نچرخید سال خوبی در پیش ندارند و اگر به یک طرف لنگی داشت و به اصطلاح کول انداخت یکی از بزرگان محله می میرد. این است که سعی در هر چه بهتر چرخاندن آن دارند.
اهمیت چارچو
در  ایام محرم به ویژه دهه عاشورا، «چارچو» از اهمیت خاصی برخوردار می شود. حسینیه های شلوغ و مردم مشغول سوگواری می گردند. روضه خوانی و سینه زنی رواج دارد. از شب هفتم به بعد به زنجیرزنی می پردازند و به حسینیه هایی دیگر می روند و محلات را دور می زنند. در حاشیه چارچوها شمعدان هایی گذاشته و هر کس نذری دارد قلمدان هایی شمع را با خود می آورد و به نیتی که کرده است در آنجا روشن می کند.
مادرها، پسرهای سر هفت دختر، یا فرزندان عزیز نازی، یا بچه هایی که نذرشان کرده اند تا ماندگار شوند را تا هفت سال از زیر چارچو می گذرانند. بچه های را به حمام برده و آنها را به اصطلاح طاهر می کنند و بر او لباس پاکیزه و تمیز می پوشانند و با مقداری پشمک، قند، شکر یا پول و یک بسته شمع به حسینیه می روند.
دو نفر از نیکوکاران یا خادمین حسینیه در دو طرف چارچو می ایستند و بچه های را از مادرانشان می گیرند و سه بار او را از زیر چارچو رد می کنند. مادر هر چه را با خود آورده است به خادمین می دهد. آنها هم چند حب قند یا نقل یا اندکی پشمک به عنوان تبرک به مادر کودک می دهند.
مادر شمع های را روشن می کند و مقداری شیرینی و پشمک بین اقوام و همسایگان تقسیم می کند. این رسم گرچه یک آیین مذهبی است ولی چندان ارتباطی به سوگواری ندارد و نوعی شادی کودکانه در پی دارد.
باور مردم در رابطه با چارچو
عده ای بر این اعتقادند که پسین عاشورا – شب یازدهم محرم، هودجی از آسمان فرود آمد و حضرت فاطمه زهرا (س) از آن پیاده شده و به خانه خولی رفته و تنوری که سر امام حسین (ع) در آن بود را تبدیل به گلستان کرد.
برخی دیگر بر بعد معنوی آن تکیه دارند و معتقدند که هودجی از آسمان آمد، تا معنویت امام و فلسفه قیام ایشان را از خاک به افلاک به پرواز در آورد. بازماندگان شهدا مانع از این کار می شوند و می آویزند و رهایش نمی کنند. لنگر شدن کسانی که هنگام چرخاندن چارچو با آن می چرخند نشانگر آن حادثه است.

پی نویس:
* زنگ حیدری- در باور مردم چنین آمده است که گویا در گذشته هایی دور در یکی از حسینیه هایی استهبان زنگی وجود داشته است که به «زنگ حیدری» معروف بوده است. این زنگ عصر عاشورا خود به خود به صدا در می آمده است و سه قطره خون از گلوی خود بر زمین می چکانیده است. بین اهالی مردم محله کزمان و اهالی محله اهر و تیرونجان اختلاف نظر وجود دارد.
اهریان زنگ حیدری را از آن خود می دانند و مردم کزمان هم همین باور را دارند و هر دو را متهم به دزدیدن و به زیر خاک کردن زنگ حیدری در نزدیکی سنگ اسد کره می کنند. بر این باورند که زنگ حیدری از همان زیر خاک رسالت خود را در عصر عاشورا به انجام می رساند. ولی کو گوش شنوایی که صدای آن را بشنود؟ خوشبختانه از شدت و حدت این اختلاف و درگیری در سالهای اخیر بسیار کاسته شده است.
ولی در گذشته هایی نه چندان دور این درگیری های به ویژه در ایام سوگواری هایی دهه عاشورا به اوج خود می رسید و بعضاً به خشونت و نزاع می کشید. گویا ادامه همان جنگ حیدری و نعمتی است. حیدر منظور همان سلطان حیدر، جد سلاطین صفویه و شیخ طریقه آنهاست و نعمتی به پیروان شاه نعمت اله ولی گفته می شود.
اهالی نیمه شرقی هر آبادی خود را حیدری و اهالی نیمه غربی خود را نعمتی قلمداد می کرده اند جنگ و اختلاف بین این دو طریقه در اکثر نقاط ایران رواج داشته که خوشبختانه این نزاع خونبار تقریباً منسوخ شده است.
«با سپاس از سید مسیح تقوی»

منبع:
کتاب فرهنگ مردم استهبان- پژوهش و گردآوری محمدرضا آل ابراهیم

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>