خانه / نقد ها

نقد ها

نگاهی انتقادی به كتاب فراز و فرود فریدون توللی

نگاهي انتقادي  به كتاب معاصران فريدون توللی فراز و فرود نويسنده: صدرا ذوالرياستين شيرازی انتشارات: نويد، شيراز چاپ: يكم، ۱۳۸۶ تعداد صفحه: ۲۰۶ قيمت: ۲۲۵۰ تومان اين كتاب به‏كوششِ آقای صدرا ذوالرياستين گردآوری شده و توسطِ انتشارات نُويدِ شيراز در سالِ ۱۳۸۶ و با شماره‏گانِ ۲۰۰۰ جلد و ۲۰۶ صفحه و قيمتِ پشتِ جلدِ آن مثلِ بيش‏تر آثارِ چاپ شده در انتشاراتِ نويد با يدك كشيدنِ يك ۵۰ تومانی، ۲۲۵۰ تومان به‏چاپ رسيده است. عناوينِ كتاب شاملِ اين موارد است: ۱- گپ (۲ صفحه). ۲- فريدون توللی فراز و فرود (۱۸۵ صفحه) اگر چه شماره صفحه در عنوان با شماره صفحه در متن متفاوت است ۳- مهر دوست (۱۰ صفحه) ۴- فهرست منابع و مآخذ (۲ صفحه) كتاب به‏همتِ سركار خانم مهندس مهدختِ عمادی شيبانی ويراستاری گرديده و آقای محسنِ رياستی طرح جلدِ آن‏را ترسيم نموده‏اند. پيش از پرداختن به كتاب، ذكرِ اين نكته لازم است كه منِ كم‏ترين نه …

بیشتر بخوانید »

نگاهى به كتاب كشكول تحتِ ويندوز

متنِ زير در روز جمعه ۲ خرداد ۱۳۹۳ در حضور جناب آقاي احمد اكبرپور نويسنده‌ي محترم كتاب «كشكول تحت ويندوز» و در ميان جمع ادب دوستان انجمن ادبي شهرزاد داراب و برخي از اعضاء انجمن داستان‌نويسان استهبان به ميزباني عزيزان دارابي، قرائت كردم. زيرا از قبل گفته بودند كه محورِ اصلي كارگاهِ داستان نويسي، نقد و بررسي اين كتاب است. نگاهى به كتاب كشكول تحتِ ويندوز    كتاب كشكول تحتِ ويندوز را خواندم. اين كتاب كه نوشته ‏ى آقاى احمد اكبرپور است، در ابتدا قرار بود نشرِ چشمه چاپ كند كه ميسر نشد و انتشارات نشر قطره آن را در زمستان ۱۳۹۰ در شمارگاه ۱۱۰۰ نسخه با ۲۵۴ صفحه و به‏ قيمت ۶۵۰۰ تومان به‏ چاپ رساند. تصاوير روى جلد و داخل متنِ كتاب همه از كاريكاتوريست مشهورِ هم‏ عصرِ ما آقاى اردشير رستمى است. كشكول تحتِ ويندوز، عنوانِ اصلى كتاب است. عناوينِ فرعى ديگرى هم در شناسنامه‏ ى كتاب آمده …

بیشتر بخوانید »

نگاهي به‌‌كتاب: مصاحبه با امين فقيری، مصاحبه‌گر عبدالرحمان مجاهدنقی»

بيش از چهل سال است كه با نامِ امين فقيري آشنا هستم. سال ۱۳۵۳ بود كه كتاب «دهكده پر ملال» اش را خواندم. از صداقت و صميميتش خوشم آمد. كتابش گويي نوعي بازتاب‌دهنده‌ي زندگي ما بود. شخصيتش‌هايش برايم ملموس و جاندار بودند. انگار زندگي ما را به تصوير كشيده بود. آن موقع تشنه‌ي خواندن كتاب بوديم و هرگونه نوشته و كتابي كه به دستمان مي‌رسيد، مي‌خوانديم. از مجله‌هاي همچون مكتب اسلام، اطلاعات هفتگي، جوانان، زن روز و كتاب‌هاي دكتر علي شريعتي و جلال آل‌احمد گرفته تا پاورورقي نويساني چون ارونقي كرماني، ر. اعتمادي، امير عشيري، منوچهر مطيعي، پرويز قاضي سعيد، جواد فاضل و … اما دو سه نويسنده بودند كه مرا تحت تاثير قرار دادند: صمد بهرنگي، علي‌اشرف درويشيان و امين فقيري. اين سه مرا با واقعيت‌هاي جامعه‌ي خويش آشنا ساختند. آن چه را كه من نمي‌توانستم بر زبان بياورم و يا بر قلم جاري كنم، آن‌ها دستان مرا گرفتند …

بیشتر بخوانید »

سياهچاله‏ هاى زندگى

نگاهي به كتاب «هزاران خورشيد درخشان» نوشته‏ ى خالد حسينى كتابِ «هزاران خورشيد درخشان» نوشته‏ ى خالد حسينى نويسنده‏ ى افغانى‏ تبارِ آمريكانشين در تابستانِ ۸۶ با سر و صداى زيادى واردِ بازارِ كتاب شد. موجِ تبليغات آن‏چنان گسترده بود كه به‏ طورِ همزمان چندين مترجم نامدار و غيرِ نامور به‏ ترجمه‏ اش پرداختند و چندين ناشر هم به چاپِ آن اقدام نمودند. كتاب، سرگذشتِ زنان افغان را در يك جامعه‏ ى مردسالار به‏ تصوير كشيده است. اين كتاب دو چهره‏ ى برجسته دارد: مريم و ليلا. مادرِ مريم توسطِ فردِ متمولِ خوش‏گذرانى به‏ نامِ جليل كه داراى چندين زن است و در كابل صاحبِ سينماست و درآمدى مُكفى دارد، اغفال مى‏ شود و صاحبِ فرزندى مى‏ گردد كه مريم نام دارد. اين مريم و مادرش با بدنامى از خانه‏ ى جليل به‏ اعماقِ اجتماع پرتاب مى‏ شوند. با اين تفاوت كه مادر مريم سالم و عفيف به‌خانه‏ ى جليل …

بیشتر بخوانید »

همه چيز بر باد

نگاهي به كتاب «بادباك‏باز» نوشته ‏ى خالد حسينى بادبادك‏باز عنوانِ رُمانى است نوشته‏ ى خالد حسينى نويسنده‏ ى افغانى‏ تبار. گمان مى‏ رود كه نويسنده براى نوشتنِ اين رمان، از قبل اسكلت‏ بندى‏ اش را طراحى و چهارچوبِ آن را پى‏ ريزى نموده و آن‏گاه كتاب را تا انتها پيش برده، سپس به پُر كردنِ فضاهاى موجود پرداخته است. به‏ راحتى مى‏ توان تشخيص داد كه همه چيز از پيش مهيّا بوده و هر حادثه، به‏ طورِ اتفاقى واردِ ماجرا نشده، بلكه كاملاً حسابگرانه و از پيش تعيين شده سرِ جاىِ خود قرار گرفته است. رمان بر اساسِ دوستىِ دو كودكِ تقريباً هم‏سن و سال – امير و حسن – كه در حوالىِ سال‏هاى ۱۹۶۳ و ۱۹۶۴ در كابل به‏ دنيا آمده‏ اند، شكل مى‏ گيرد. مادرِ امير، سوفيا اكرمى از يك خانواده‏ ى اشرافى و پدرش ولى‌آقا صاحب. و مادرِ حسن، صنوبر از يك خانواده‏ ى بى‏ دركجا و …

بیشتر بخوانید »

معرفي كتابِ «دا»

معرفي كتابِ «دا» خاطراتِ سيده زهرا حسيني بارها و بارها از خواهرم كه در شيراز زندگي مي‏كند خواسته بودم كه كتابِ «دا» را برايم بخرد. موفق نشده بود. خواهشم از دوستان هم كه به‌شيراز و نمايشگاه كتاب تهران مي‏رفتند و مي‏آمدند، به‏درجه‏ي اجابت نرسيده بود. يكي از دوستان گفت كه در فلكه‏ي دانشجو پشتِ شيشه‏ي يك كتابفروشي نوشته بودند كتابِ «دا» رسيد؛ من نمي‏دانستم كه تو به‏دنبالِ اين كتابي، وگرنه مي‏خريدم و مي‏آمدم. به‏خواهرم زنگ زدم كه هر چه زودتر خود را به فلكه دانشجو برسان و اين كتاب را بخر. رفت و برگشت و زنگ زد كه تمام شده. شهرستاني بودن با همه‏ي محاسنش عيب‏هاي خود را هم دارد. يكي هم اين كه يك كتابفروشي تمام و كمال ندارد. وقتي به‌آدرسي كه در دفترچه‏ي تلفنِ شهرها و يا به‏كتابِ راهنماي ناشران و كتابفروشان كه توسطِ خانه‏ي كتاب به‏صورتِ مفصلي هم درآمده‏است؛ مراجعه مي‏كني متاسفانه به‏جاي كتابفروشي، با يك لوازم التحريري يا نوشت‏افزاري …

بیشتر بخوانید »