دوشنبه , آوریل 23 2018
خانه / نوشته ها پیرامون محمدرضا آل ابراهیم / آل ابراهیم چهره ی ماندگار فرهنگ استهبان

آل ابراهیم چهره ی ماندگار فرهنگ استهبان

پنج شنبه 28/8/88، سالن اجتماعات اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی استهبان . همهمه ای برپاست و رفت و آمدها بیش از هر روز دیگری که مراسمی در این سالن برپا بوده به چشم می آید . میهمانان با خوش آمدگویی میزبان، یکی یکی وارد می شوند و منتظر آغاز مراسم هستند . مراسمی که در آن بیش از شصت هنرمند داستان نویس از سراسر استان فارس در رقابتی سالم و دوستانه آمده اند تا نتیجه ی کارشان را در نخستین جشنواره ی داستان های کوتاه استان فارس با عنوان « سته بان » ببینند و در ضمن از تجربیات هم استفاده کنند. مراسم با تلاوت قرآن مجید و پخش سرود ملی آغاز می گردد . اما آنچه ذهن مرا به خود مشغول کرده این است که : به راستی زحمات برگزاری این جشنواره به دوش کیست؟ چه کس یا کسانی و چه زمان وقت می گذارند تا چنین مراسمی برپا شود ؟ راستی که باید همت ایشان را ستود و به وجودشان افتخار کرد . وقتی دقیق تر به ستاد اجرایی جشنواره می نگری و رفت و آمدهایشان را زیر نظر می گیری متوجه می شوی که تمام عوامل جهت گرفتن جواب نهایی به یک نفر مراجعه می کنند و او با درایت خاص خویش جهت هر چه با شکوه تر برگزار شدن جشنواره با لبخند همیشگی اش وظیفه ی هر کس را به او گوشزد می کند و او کسی نیست جز استاد محمدرضا آل ابرهیم . هنرمند بزرگواری که سال های سال در جهت تربیت و آموزش هنرجویان و دانش آموزان دیار استهبان زحمت کشده و هنوز نیز بدون هیچ چشم داشتی عاشقانه و دلسوزانه و شبانه روز تلاش می کند . متولد ۳۰ 1۳ محله ی پنار استهبان است. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و متوسطه را در استهبان طی می کند . پس از اتمام دانشگاه به علت عشق و علاقه ی وافری که به شغل شریف معلمی دارد به استخدام وزارت فرهنگ وقت و آموزش و پرورش فعلی در می آید و به مدت سی سال در شهرستان های استان فارس به تعلیم و تربیت دانش آموزان همت می گمارد . در کنار شغل شریف معلمی فعالیت های جنبی دیگری نیز دارد . تحقیق و پژوهش در فرهنگ عامه ی مردم استهبان و آشنا کردن مردم با بزرگان و مفاخر این دیار از دغدغه های اصلی ایشان است که به جرات می توان گفت استاد آل ابراهیم در حد کمال بدان پرداخته است . سعدی وار از هر خرمنی خوشه ای برمی چیند و بر روی هم می گذارد تا یاد بزرگان این سرزمین به فراموشی سپرده نشود . همیشه قلم و کاغذ به همراه دارد تا هرجا حکایتی، داستانی، خاطره ای، واسونکی یا ضرب المثلی می شنود بنویسد و ضبط کند و همیشه نیز با ذکر منبع و نام راوی امانتداریش را به اثبات می رساند . صفا و صمیمیت و صداقت ایشان را در نخستین برخورد می توان با تمام وجود حس کرد . استاد عزیز و گرانقدری که با وجود کهولت سن، مانند جوان تازه نفس و حتی می توان گفت پرانرژی تر از جوانان، تمام وقت خویش را در راه اعتلا و عزت فرهنگ استهبان صرف می کند . البته آشنایی من با استاد به پانزده سال پیش برمی گردد. زمانی که در آموزشگاه دکتر شریعتی افتخار شاگردی ایشان را داشتم. با آن که در آن زمان به علت عدم شناخت، آن چنان که باید از وجود ایشان بهره نجستم، ولی هرچه بر سن و سالم افزوده می شد بیشتر خدمات ایشان به خودم، همکلاسان و هم سن و سالانم را می فهمیدم . آن زمان استاد آل ابراهیم معلم ادبیاتمان بود و کار منحصر به فردی را انجام می داد که نه قبل و نه بعد از آن نه شنیدم و نه دیدم معلم دیگری بدان مهم پرداخته یا مشابه آن در دستور کار قرار داده باشد . ایشان برای دانش آموزانی که کارت کتابخانه های شهر را داشتند امتیازاتی در نظر گرفته بودند که حداقل نتیجه ی این کار حضور فیزیکی دانش آموزان در کتابخانه ها بود و در نهایت آشنایی و الفت با کتاب و کتاب خوانی و پرورش ذهن و پویایی اندیشه و گسترش فرهنگ، که امروزه در راس همه ی امور است .
ما دانش آموزانی که همیشه از کلاس های ریاضی و . . . گریزان بودیم برای حضور در کلاس استاد آل ابراهیم لحظه شماری می کردیم و هیچ گاه از کلاس ایشان خسته نمی شدیم . خاطره ی شیرین و حلاوت آن ساعات را هنوز با تمام وجود حس می کنم و شاید اکنون بتوان هدف استاد را درک کرد : « دوستی دانش آموزان با یار مهربان و سخندان بی زبان جهت ایجاد افق های تازه برای آینده ای بهتر و روشن تر با کمترین هزینه و از مطمئن ترین راه . »
راه اندازی و تاسیس کلاس و انجمن داستان نویسان و تربیت تعداد زیادی از علاقمندان از پیر و جوان، زن و مرد و کسب عناوین ارزشمند در جشنواره های کشوری و استانی توسط هنرجویان همین کلاس و مشاهده ی عملکرد بسیار خوب این انجمن، مسئولان استانی را برآن داشت تا میزبانی نخستین جشنواره ی داستان های کوتاه استان فارس با عنوان « سته بان » را به استهبان بسپارند تا برگ زرینی دیگر بر افتخارات ادبی شهر عزیزمان افزوده شود.
تاسیس انتشارات سته بان و فعالیت شبانه روزی استاد و خانواده ی محترمشان نیز استهبان را در عرصه ی کتاب و مطبوعات صاحب پایگاهی کرد که شاید اگر ایشان به این کار مهم و پر دردسر اقدام نمی نمود شهرمان برای همیشه از داشتن انتشارات مستقل نیز محروم بود . انتشاراتی که با انتشار 24 جلد کتاب ارزشمند فرهنگی هنری و تاریخی در کمتراز پنج سال و کتاب های زیاد دیگری که در دست چاپ دارد و منتظر صدور مجوز هستند، توانست استهبان را برای نخستین بار در نمایشگاه بین المللی کتاب استان فارس در سال جاری صاحب غرفه ای مستقل کند و با نمایش و ارائه ی آثار چاپ شده ی نویسندگان استهبانی پتانسیل های شهرمان را در حوزه ی کتاب و نشر فریاد زند . امر مهمی که بدون شک به واسطه ی آن مسئولان فرهنگی استان و کشور پس از آن با نگاهی متفاوت و مثبت به استهبان خواهند نگریست . چاپ مقالات و داستان های بسیار از استاد در روزنامه ها و مجلات کشور، چاپ چندین جلد از مجموعه ی داستان های هنرجویان کلاس داستان نویسی و چاپ آثار زنده یاد شمس اصطهباناتی و . . . همه و همه ما را برآن می دارد تا از این خادم و چهره ی ماندگار فرهنگ استهبان تشکر و قدردانی نماییم .
از استاد آل ابراهیم به خاطر همه چیز سپاسگزاریم . به سبب اینکه سختی های در استهبان ماندن را به جان خریده اند و برخلاف بعضی همشهریان عزیزی که پس از مشاهده ی ضعف ها و کاستی های موجود در استهبان، به جای ارائه ی راه حل و ابتکار عملی جهت گریز از نابسامانی ها، با پاک کردن صورت مساله، مهاجرت را گزینه ی نخست خود می دانند و عطای استهبان را به لقایش می بخشند، مانده اند و بدون هیچ ادعایی عاشقانه و دلسوزانه در راه اعتلای استهبان می کوشند.
امروز نیز با مشاهده ی برگزاری هر چه با شکوه تر جشنواره استانی داستان نویسی در استهبان و حضور چهره های فاخر داستان نویسی استان چون استاد ابوالقاسم فقیری، استاد امین فقیری، استاد حسین خدیش و حضور مسئولین محترم و فرهنگ دوست شهرستان در این مراسم که با زحمات جناب آقای آل ابراهیم و دوستداران فرهنگ و هنر صورت پذیرفت، بار دیگر به استاد خسته نباشید می گوییم .
همچنین کانون داستان انجمن دوستداران حافظ با مروری بر کارنامه ی ادبی، پژوهشی استاد محمدرضا آل ابراهیم روز دوشنبه نهم آذر هشتاد و هشت با حضور اساتید برجسته ی ادبیات کشور در سالن آمفی تئاتر دانشکده ی پزشکی شیراز به طور غافلگیرانه از ایشان تجلیل کردند.
برای استادآل ابراهیم و خانواده ی محترمشان آرزوی طول عمر همراه با موفقیت های روز افزون داریم و امیدواریم بتوانیم آن گونه که شایسته است از وجود ذی جود این انسان ادیب، فروتن و خنده رو که به حق می توان او را پدر فرهنگ استهبان نامید بهره مند گردیم .
خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد
مجید فرهمندی
رییس خانه ی هنرمندان استهبان

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>